بازاریابی در کشورهای در حال توسعه

خرید بک لینک

بازاريابي از دو ديدگاه مديريتي و اجتماعي

  • ديدگاه اجتماعي: بازار يابي يك فرايند اجتماعي است كه بدان وسيله افراد و گروه ها مي توانند از طريق توليد و عرضه و مبادله محصولات و خدمات بر آنچه مورد نياز است دست يابند.
  • ديدگاه مديريتي: هنر به فروش رساندن محصولات (البته ديگاه سنتي مديريت)
  • طبق نظر پروفسور كاتلر امروزه مديريت بازاريابي در وضعيت مطلوبي قرار ندارد در نظريه هاي مديدريت بازاريابي مشكلي وجود ندارد اما آنچه در شركت ها اجرا مي شود مناسب نيست. مديريت بازاريابي بايد محرك استراتژي ها ي شركت باشد
  • در حال حاضر بازاريابي داراي زنجيره رويدادهاي پيچيده تري است
  • شركت هاي بزرگ و معروف جهت پوشش نام تجاري با مشكلات زيادي مواجه هستند و شركتها به عنوان آخرين داروي بيماري هاي خود مديريت روابط با مشتريان CRM را مورد توجه قرار داده اند.

بازاريابي در كشورهاي در حال توسعه

حدود 149 كشور جهان سوم هستند كه حدود 77درصد جمعيت جهان را به خود اختصاص داده اند كه نرخ رشدي معادل 2 درصد دارند. افزايش جمعيت به معني افزايش نيازهاي انساني است (نياز به غذا پوشاك امكانات پزشكي آموزش و پرورش ...) حدود 40 درصد اين كشورها در زمره فقيرترين كشورهاي جهان به شمار مي آيند

كشورهاي در حال توسعه با 77 درصد جمعيت جهان حدود 17 درصد توليد جهان و كمتر از 20 درصد درآمد جهان را به خودشان اختصاص داده اند

ويژگي هاي مشترك كشورهاي در حال توسعه

اين كشورها در سطح پاييني از پيشرفتهاي

اقتصادي اجتماعي و سياسي قرار دارند

بدهي خارجي بالا

سطح پايين سواد

ساختارهاي ضعيف تكنولوژي

نرخ باالاي رشد جمعيت

نرخ باالاي بيكاري و كم كاري

وابسته به توليدات كشاورزي و صادرات محصولات اوليه

فقر مالي و فرهنگي

ميزان كم درآمد سرانه

توليد ناخالص داخلي پايين

سطح پايين بهره وري نيروي كار شكاف اطلاعاتي و شكاف ديجيتالي بين كشورهاي درحال توسعه و كشورهاي توسعه يافته

طبقه بند كشورهاي در حال توسعه (جهان سوم)

  • توسط سازمان همكاري اقتصادي و توسعه OECD

Organization for Economic Corporation and Development

  • كه در واقع شكل تكامل يافته اي است از سازمان همكاري هاي اقتصادي اروپا كه در سال 1961 ميلادي تشكيل يافته است.
  • اين سازمان كشورهاي در حال توسعه را به چهار طبقه تقسيم كرده است:
  • 1- كشورهاي با درآمد پايين : كه شامل 61 كشور مي باشد
  • (افغانستان,آنگولا,هند,پاكستان )
  • 2- كشورهاي با در آمد متوسط: كه شامل 73 كشور مي باشد (كوبا,قبرس,عمان,تركيه ,ساحل عاج,مراكش)
  • 3- كشورهاي تازه صنعتي شده : كشورهايي هستند كه كاملا توسعه یافته نيستند ولي در عين حال از نظر ساختار اقتصادي از كشورهاي در حال توسعه پيشرفته ترند مثل( آرژانتين, برزيل,يونان,تايوان,مكزيك )
  • 4- كشورهاي صادر كننده نفت : كه شامل (الجزاير,گابون,اندونزي,ايران,عراق,كويت,ليبي, نيجريه,قطر,عربستان,ونزوئلا)

بازار كشورهاي در حال توسعه

بحث درباره بازار كشورهاي در حال توسعه بحث بسيار مفصل و بسيار پيچيده ای است زيرا كشورهاي در حال توسعه از تعداد نسبتا زيادي از كشورها تشكيل شده است كه داراي ويژگي هاي فرهنگي, اقتصادي ,اقليمي,سياسي,اجتماعي و... خاص خود هستند و اين عوامل مي تواند در خصوصيات بازار آنها موثر باشد. شايد نتوان بازارهاي موجود اين كشورها را دقيقاً همسان و داراي ويژگي هاي يكساني دانست با اين حال وجوه مشتركي در بين عوامل تعيين كننده بازار در اين كشورها وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:

مشخصات بازار در كشورهاي در حال توسعه

  • در اين گونه كشورها به علت ضعف يا نادرستي اطلاعات و داده ها استفاده از روشهاي كلاسيك برنامه ريزي ميسر نمي باشد كه بازار نيز متاثر از آنست. در بعضي از اين جوامع شبكه هاي اطلاعات رسمي به علت وجود فساد اداري منبع مطمئني نبوده و اطلاعات صحيح از طريق كانالهاي غير رسمي تهيه مي گردد.
  • طبق مطالعه انجام شده در كشورهاي در حال توسعه ميتوان دريافت كه ميزان درآمد ملي با توليدات اطلاعات رابطه ي مستقيمي دارد; آنجا كه درآمد ملي بالا باشد ميزان توليد اطلاعات نيز بالا بوده است و بالعكس واين كشورها هنوز يكي از وارد كنندگان اطلاعات كشورهاي توسعه يافته هستند.
  • اين كشورهاي از لحاظ فن آوري داراي وابستگي هستند بازار بخشي از ساختار دولت است و تفكيك اينها ازهم اساسا غير ممكن است. با فرمان حكومت شروع بكار وبافرمان آن از كار باز مي ايستند. در واقع ايدئولوژي حاكم بعنوان نوعي محدوديت درعملكرد بازار بشمار مي رود. بعبارت ديگر شرايط رقابتي معنا ندارد و بنوعي محدوديت وجود دارد.
  • يكي ديگر از اين مشخصات نداشتن اطلاعات است. گردآوري اطلاعات براي ورود به بازارهاي جديد سرمايه گذاري خارجي همكاري مشترك فعاليت در سطح بين المللي و... بسيار لازم مي باشد كه اين اطلاعات نقش حساسي در موفقيت كشورهاي در حال توسعه دارد.
  • اين كشورها اصولا تك محصولي هستند
  • مشخصات بازار در كشورهاي در حال توسعه
  • در بسياري از كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه مكانيزم بازار نداريم.آنچه هست تعدادي بنگاه انحصاري (شبه انحصاري ) است كه ريزه خوار دولت هستند و بدليل نوسانات شديد نرخ ارز و تاثير آن بر قيمت مواد اوليه وارداتي واحدهاي توليدي از شرايط متعادلي برخوردار نيستند.
  • مشخصات بازادر بسياري از كشورهاي صنعت و تكنولوژي بعلت بسته بودن فضاي اقتصادي با چالش منظم بازار مواجه نبوده اند بنابراين از رشد و توسعه لازم برخوردار نشده اند و در اغلب موارد قدرت رقابت در بازارهاي جهاني را ندارند
  • عدم شفافيت ساختاري در بازارهاي در حال توسعه بدليل دخالت دولتها تاثير مستقيمي روي عملكرد بنگاه ها داشته و آنها را در زمينه تعيين قيمت واقعي و هزينه هاي تمام شده دچار مشكل مي سازد
  • آزادي مبادلات مي تواند موتور اصلي رشد اقتصادي باشد امروزه چالش اصلي توسعه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه عدم دسترسي به بازارهاي توليد است كه بسياري از توليد كنندگان جزء بدليل محدوديت سنتي از آن رنج مي برند.باحركت بسوي بازار آزاد مي توان اين چالش را برطرف نمود.
  • توسعه بازارها مستلزم اصلاحات اقتصادي در جهت مجاز داشتن هر چه بيشتر فعاليتهاي بازار هاست.سهم ساز و كارهاي بازار و ايجاد قدرت گسترده براي اين ساز و كارها از طريق خلق فرصتهاي اساسي اجتماعي براي برابري و عدالت اجتماعي از نكات مهم در بازار كشورهاي در حال توسعه است.
  • اين كشورها فاقد تكنولوژي پيشرفته نيروي كار تعليم ديده كافي پس انداز و درآمد كافي هستند. ساختارصنعتي ساده و سرمايه كافي براي ايجاد صنايع سنگين و صنعتي موجود نيست.
  • باتوجه به روند صنعتي شدن تدريجي اين كشورها نياز به مواد اوليه و ماشين آلات سنگين دارند (تعدادي از اين كشورها داراي منابع طبيعي سرشاري هستند كه در برخي توليدات صنعتي مي تواند براي آنها مزيت رقابتي ايجاد كند) والبته هنوز مصرف كننده بسياري ازكالاهاي جديد خارجي هستند

اقداماتي كه در حال شكل گيري است

  • تغييرات سريع در رشد و فن آوري و تكنولوژي اين كشورها و حركت به سمت خصوصي سازي باعث شده است كه استفاده از اطلاعات اهميت پيدا كند.در اين بازارها هم همانند بازارهاي توسعه يافته جمع آوري و خريد و فروش اطلاعات رونق يافته است.
  • نيروي انساني و مهارت ها و علوم روز با ادامه روند فوق داراي تقاضاي بالايي خواهد بود.
  • مهمترين عامل توسعه صنعتي در كشورهاي در حال توسعه آزاد سازي تجارت و بازارهاي كار و سرمايه است كه اغلب با مسئله خصوصي سازي و اصلاح شركت هاي دولتي همراه مي گردد.
  • آزاد سازي بازار با افزايش موافقت نامه هاي تجاري منطقه اي با ارتقاء كاهش تعرفه هاي تجاري, دسترسي به بازارهاي بزرگتر را در پي دارد.
  • روند رو به رشد آزاد سازي تجارت در بسياري از كشورهاي در حال توسعه نظام انگيزشي سرمايه گذاري صنعتي و توسعه فناوري را دچار تحول نموده است و فرصتهاي زيادي را فراهم نموده است.
  • كشورهاي در حال توسعه دريافته اند كه منابع و توانمندي هاي زيادي دارند كه باندازه كافي مورد توجه واقع نشده است و با تشكيل اتحاديه هاي همكاري اقتصادي بخصوص در آسيا اقدام به ايجاد قطب اقتصادي و تجاري نموده اند كه شانس زيادي براي پيشرفت در سطح آسيا و احتمالا جهان خواهند داشت.
  • تحولات اقتصادي گسترده اي كه در سطح جهان صورت گرفته است ضرورت همكاري و تعامل كشورهاي در حال توسعه را بشدت افرايش داده است. طي سالهاي 1980 تا 2002 حجم تجارت خارجي آسياي جنوبي بيش از 2 برابر شده است.
  • سرمايه گذاري مستقيم خارجي در دو دهه اخير عامل مهمي در توسعه حجم داد و ستد به ويژه صادرات كشورهاي در حال توسعه بوده است.
  • شركتهاي فرامليتي در سالهاي اخير به سبب فروريختن مرزهاي جغرافيايي, حذف موانع غير تعرفه اي و آزاد سازي اقتصادي به شبكه هاي نوين توليد و توزيع در جهان سوم به ويژه آسيا روي آورده اند.

صادرات كشورهاي در حال توسعه

  • صادرات كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي ثروتمند در سال 2005 رشدي معادل 161 درصد داشته در حالي كه در همان سال,وارداتشان از كشورهاي ثروتمند 70 درصد افزايش را نشان مي دهد.
  • در سال 2006 تجارت كشورهاي در حال توسعه با يكديگر به رقم 2000 ميليارد دلار در مقايسه با رقم 577 ميليارد در 1995 رسيد ه است.
  • صادرات كالاهاي كشورهاي در حال توسعه رقم 4500 ميليارد دلار يا به عبارتي 37 درصد كل تجارت جهاني را در 2006 شامل گرديد كه اين ميزان در سال 1996 برابر با 29 درصد بوده است.
  • صادرات خدمات از كشورهاي در حال توسعه از 1990 چهار برابر شده و به رقم 700 ميليارد دلار در 2006 رسيده كه چهار كشور در حال توسعه در ميان بزرگترين صادركنندگان خدمات در جهان در همين سال بوده اند,در حاليكه در 1985 تنها يك كشور در حال توسعه در ميان كشورهاي صادر كنننده خدمات در جهان وجود داشته است.
  • كمپاني هاي كشورهاي در حال توسعه بازيگران فعال و جدي در شبكه هاي تجاري و توليدي بين المللي بوده و براي نخستين بار سرمايه گذاري مستقيم خارجي در كشورهاي در حال توسعه و اقتصادهاي در حال گذر به رقم193 ميليارد دلار يا 16 درصد كل سرمايه گذاري خارجي در جهان در سال 2006 رسيد كه سه برابر بيشتر از دهه 1990 است

خط مشي بازار يابي در كشورهاي در حال توسعه

  • فرآيند ارضاي نيازها و خواسته هاي مشتريان از طريق مبادله است.
  • بازار يابي تامين نياز به شيوه اي سود آور .
  • امروز در بازار يابي به سه پديده قطعي بايد توجه كرد:
  • 1. نيروهاي جهاني كماكان بر زندگي شخصي و تجاري(سازماني) هر فرد اثر خواهد داشت.
  • 2. فناوري كماكان مسير رشد مي پيمايد و موجب شگفتي خواهد شد.

3. حركت در مسير حذف مقرارت در بخش اقتصادي خواهد بود

ويژگي بخشهاي مختلف و شركتها در كشورهاي در حال توسعه (بخش اول)

  • شركتها به اندازه كافي بازارگرا و مشتري مدار مي باشند:
  • در كشورهاي در حال توسعه فرصت هاي بازار به خوبي درك مي شوند و براي ارائه خدمات و عرضه آن چيزي كه مشتريان بازار هدف ميخواهند و انتظار دارند به نحو مطلوبي سازماندهي شده است.
  • در كشور در حال توسعه از آنجا كه بازارگرا و مشتري مدار مي باشند و علائمي كه نشان مي دهد بازاريابان بازار را بخوبي تجزيه و تحليل كرده اند كه مواردي به شرح زير است:

1. شناسايي قوي بخش هاي بازار

  • 2. اولويت بندي كافي بخش هاي بازار
  • 3. وجود مديران قوي براي بخش هاي بازار

بخش دوم

در كشورهاي در حال توسعه شركتها مشتريان هدف خود را به طور كامل درك مي كنند. براي درك بهتر مشتريان هدف بايد دائم تحقيقات لازم و به روز انجام شود. ارتباط مداوم با مشتريان براي درك بيشتر ضروري است.

در كشورهاي در حال توسعه تلاش براي موارد زير صورت مي گيرد:

سعي مي شود تحقيقات بازار كامل تر و علمي تر باشد

از تكنيك هاي تحليلي بيشتر بهره برداري مي شود

گروه هاي كانون متشكل از مشتريان و واسطه ها ايجاد مي شود

از نرم افزارهاي لازم براي ايجاد ارتباط بيشتر با مشتريان استفاده مي گردد

رويكردهاي رسمي در تحقيقات بازار در كشورهاي در حال توسعه

  • گروه هاي كانون
  • تحقيقات پيمايشي يا زمينه يابي
  • مصاحبه هاي عميق
  • انجام تحقيقات در منازل مصرف كننده
  • انجام تحقيقات در داخل فروشگاه
  • مثال : گروههاي كانون شركت مرسدس بنز _ آمريكا
  • انجام تحقيق در فروشگاهها : چرا ما خريد ميكينيم (پاكو آندرهيل)
  • تكنيك هاي تحليلي :
  • نيازهاي مصرف كنندگان
  • ادراك مصرف كنندگان
  • ترجيحات مصرف كنندگان
  • تحقيقات قوم شناسي

بخش سوم

  • در كشورهاي در حال توسعه شركتها به تعريف بهتر رقبا و تحت نظر قرار دادن آنها نياز دارند.
  • در كشورهاي در حال توسعه تمركز بر روي رقباي نزديك و دور مي باشند.
  • به سيستم جامع جمع آوري اطلاعات محرمانه و غير محرمانه توجه مي شود.
  • به فن آوري جديد و تكنولوژي روز توجه مي شود.

بخش چهارم

  • در كشورهاي در حال توسعه شركتها روابط خويش را با ذينفع هايشان به شيوه مناسبي اداره مي كنند:
  • تلاش مي شود كاركنان خوشحال باشند
  • تلاش مي شود بهترين تامين كنندگان را جذب كنند
  • تلاش مي شود بهترين توزيع كنندگان را جذب و واسطه ها نيز خوشحال باشند
  • تلاش مي شود سرمايه گذاران نيز خوشحال باشند

تلاش مي شود از تفكر جمع-صفر به تفكر جمع-مثبت حركت شود.

بخش پنجم

  • در كشورهاي در حال توسعه شركت وموسسات درپيدا كردن فرصتهاي جديد عملكرد مطلوبي دارند
  • در كشورهاي در حال توسعه براي ايجاد سيستمي در جهت برانگيختن جريان ايده هاي جديد از شركاي خود برنامه ريزي مي شود. مثل شركت 3M, كوكاكولا,پراكتر اند كمپل,استار باكس
  • در كشورهاي درحال توسعه از تكنينكهايي به شرح زير سعي مي شود استفاده شود :
  • تعديل محصول
  • محصول با اندازه هاي متنوع
  • محصول در بسته بندي مختلف
  • محصول با طرح هاي مختلف
  • افرايش مكمل ها به محصول
  • عرضه محصول در كانالهاي توزيع متنوع

بخش ششم

  • در كشورهاي درحال توسعه فرايند برنامه ريزي بازاريابي شركتها اثر بخش است:
  • برنامه بازاريابي داراي اجزاء و منطق مناسب مي باشد
  • برنامه ها داراي گزينه اقتضايي است
  • برنامه هاي بازار يابي تغييرات محيطي را در نظر مي گيرد

بخش هفتم

  • در كشورهاي در حال توسعه خط مشي كالاها و خدمات شركت ها نياز به كنترل بيشتري دارد و شركتها تلاش مي كنند كه:
  • محصولات زيان آور را شناسايي كنند
  • در صورت امكان خدمات رايگان ارائه كنند
  • شركتها در فروش محصولات و خدمات مكمل تلاش مي كنند
  • تلاش جهت ايجاد يك سيستم پيگيري و ارزشيابي محصول
  • مثال: تحويل رايگان ,نصب رايگان, آموزش رايگان

بخش هشتم

  • كشورهاي در حال توسعه تلاش مي كنند با توجه به شرايط مهارتهاي ايجاد نام تجاري را كسب و ارتباطات با شركتهاي ديگر را تقويت كنند
  • تلاش اين كشورها دراين خصوص به شرح ذيل است :
  • تلاش مي شود بازار هدف شركتهاي فعال در كشورهاي در حال توسعه را بشناسند
  • تخصيص بودجه براي فعاليتهاي مختلف تشويقي و ترغيبي يكسان نبايد باشد
  • تاثير مالي سرمايه گذاري هاي شركتها را ارزيابي مي كنند و مديران بازاريابي تفكر مالي را توسعه مي دهند تا تاثير نرخ بازگشت سرمايه را تخمين بزنند
  • تلاش مي شود بودجه را به ابزارهاي بازاريابي با اثربخشي بيشتر اختصاص دهند مانند تبليغات تلويزيوني
  • تخصيص بودجه مناسب براي تبليغات محيطي با توجه به شرايط فرهنگي بازار هدف

بخش نهم

  • استفاده از مهارتهاي جديد بازار يابي و فن آوري هاي جديد
  • در كشورهاي در حال توسعه سعي مي شود مهارت هاي جديد بازاريابي و فن آوري هاي جديد استفاده مي كنند:
  • بهره برداري كافي از اينترنت و يك وب سايت مناسب
  • ايجاد سيستم فروش كارامد و خدمات پس از فروش
  • آموزش الكترونيكي آنلاين
  • جذب الكترونيكي كاركنان
  • خريد الكترونيكي

كشور سنگاپور

  • با توجه به توضيحات داده شده در اين قسمت به طور نمونه به بعضي از كشورها و آيتم هاي مورد استفاده اشاره مي شود:
  • الف: براي توليكنندگان جهان سنگاپور بهشت تجارت و ژاپن همانند قلعه اي است كه نفوذ به آن بسيار دشوار است در كشور سنگاپور زمينه آگهي هاي تبليغاتي به رشد سريعي رسيده است هزينه تبليغات شركتهاي توليدي و بازرگاني و خدماتي در سال 1997 به30.000.000 دلار رسيده است
  • از نظر سهم رسانه هاي مختلف: روزنامه ها 51% وتلويزيون 33% وجله و راديو 6% را به خود اختصاص داده است.
  • در سال 1997 شركت {سينگ گل} است كه بيش از 12.000.000 دلار براي تبليغات خرج كرده است
  • مسير توزيع و فروش در سنگاپور ساده است و فعاليتهاي بازاريابي پر پيچ و خم نيست.
  • عوامل تعيين كننده فروش كالا در سنگاپور را ميتوان به سه عامل اصلي قيمت و كيفيت و خدمات پس از فروش خلاصه كرد.
  • رقابت در سنگاپور سخت است و قيمت گذاري كالاها كاملا رقابتي است
  • تبليغات از ابزار مهم بازاريابي در سنگاپور است و با توجه به نوع خاص تجارت شركتهاي كارگزار واسطه فعال هستند كه متعلق به شركتهاي مختلف نظير ژاپن و استراليا و ايالات متحده و مالزي مي باشند. سنگاپور براي بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكايي مهمترين اولويت جهت دسترسي به بازارهاي آسياي جنوب شرقي مي باشد.
  • كانالهاي بازار يابي در كشور سنگاپور مشتري گرا مي باشد و در كمتر از دو دهه بازار يابي به صورت يك صنعت در آمده است.
  • صنعت بازاريابي در سنگاپور بخش اعظم آن مستقيم است و وسايل مورد استفاده در بازاريابي تلويزيون ,راديو,مجله,روزنامه,تابلوها,بروشورها,كاتالوگ ها,پست مستقيم استفاده مي شود. در حال حاضر مهمترين ابزار تبليغاتي شبكه اينترنت و شبكه هاي كامپيوتري است.
  • سنگاپور به فكر ايده هاي جديدي براي افزايش رقابت داخلي است يكي از اين سياستها خصوصي سازي و شراكتي كردن خدماتي است كه به صورت سنتي بوده است مثل سهامي كردن شركت انتشار سنگاپور و شركتPUB (توليدكننده ملي الكتريسيته و گاز)
  • در سنگاپور درآمد سرانه رتبه دوم در آسيا را دارد و طبق گزارش سال 2000 كه توسط موسسه بين المللي توسعه مديريت IMD تهيه مي شود, سنگاپور دومين كشور رقابتي جهان است . در اين كشور يارانه پايين و در حد صفر است و خدمات به صورت خصوصي عرضه مي شود.
  • در سالهاي اخير در سنگاپور يك انتقال چشمگير در فروش محصولات از خرده فروشان سنتي محصولات به سمت فروشندگان مدرن مانند سوپرماركتها پديد آمده است كه اين امر باعث استفاده از كارتهاي اعتباري در بين توده هاي مردم شده است.
  • كانالهاي توزيع در سنگاپور به سرعت در حال تغيير است و امروزه سيستم هاي كامپيوتري در سنگاپور آماده ارائه هرگونه اطلاعات در بازار و قيمت ها و ميزان عرضه محصول و برآورد مقادير تقاضا و.... مي باشد.
  • مردم سنگاپور همواره درصدد محصولات جديد و تنوع محصول هستند و چون در مركز آسيا قرار دارند بسيار قابل اهميت است.
  • در كشور سنگاپور دولت و هيات توسعه تجارت سنگاپور (STDB) تسهيلات ويژه را براي برپايي نمايشگاه ها قائل مي شوند اين نمايشگاه ها شامل انواع صنايع الكترونيكي و نرم افزار و سخت افزار و صنايع پتروشيمي و ماشين سازي و ذوب فلزات و لاستيك سازي و فلزات و...مي باشد.
  • با توجه به مطالب گفته شده در كشور كره جنوبي مي توان به موارد زير اشاره كرد:
  • تا قبل از سال 1970 توليدكنندگان كره اي به دليل برخورداري از بازارهاي فروش مناسب به كانالهاي توزيع كمتر توجه مي كردند ولي پس از شوك نفتي 1980 انديشه هاي مدرنيزه كردن شكل گرفت كه شامل مواردي نظير :
  • توسعه مجتمع هاي تجاري
  • مشاركت كمپاني هاي بزرگ
  • گسترش اسنفاده از كارتهاي اعتباري
  • فروشگاههاي فضاي باز اختصاصي عمده فروشان
  • اعمال كنترل در بخش هاي وارداتي و صادراتي

نكاتي در مورد بازار و بازاريابي امروز ايران

    1. بازار ايران اگرچه معناي رقابتي بودن را درك كرده است اما هنوز رقابتي نيست.
    2. بازار ايران بيش از اندازه وابسته و حساس به سياست است كه خود ناشي از اقتصاد دولتي و دولتمردان است.
    3. بازار ايران امروز شاهد نوعي تحول مبهم است و كمتر شاهد بازاربابي علمي و حرفه اي به معناي واقعي مي باشد.
    4. بازار ايران در شعار و كلام رقابتي و حرفه اي است.
    5. بسياري از شركتها فاقد ساختار و تشكيلات بازاريابي نيروهاي متخصص است.
    6. بازاريابي ايران در حال گذر از فلسفه و ديدگاه هاي توليد و فروش به بازاريابي نوين است.
    7. تنها راز ماندگاري در فضاي فرصت ها تهديدات و نقاط قوت و ضعف تحول پذير شدن است.
    8. به دليل فاصله ميان دانشگاه و صنعت يافته هاي دانشگاه كمتر مورد استفاده صنعت قرار مي گيرد.
    9. هر چند كه امروزه در كسب و كار الكترونيكي در ايران شاهد سرمايه گذاري هستيم ولي محتوي و نرم افزار و مغز افزار به كار رفته عقب تر از سخت افزارهاست.
    10. با پيشرفت اقتصاد به سمت رقابتي مي توان به اينده بازار يابي ايران اميدوار بود.
  1. مسپار وطن را به قضا و قدر اي دوست
  2. خود بر سر اين تن به قضا داده اگر شو

NONCONVENTIONAL PROVISIONS IN REGIONAL TRADE AGREEMENTS...

ما را در سایت NONCONVENTIONAL PROVISIONS IN REGIONAL TRADE AGREEMENTS دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

صفحه بندی